کلبه ی عشق تو ...!
قلبی دارم که خانه توست ...!
قلبی دارم که به عشق تو میتپد و برای تو
از وقتی تو فاتح قلب من شدی
در آن به جز عشق و به جز دوست داشتن نوری نمی تابد .
دیری است که هر صبح پنجره ی قلبم را به سمت اشتیاق تو می گشایم .
تا از نور مهر و محبتت بدان بتابد
دلگرمی از تو می گیرم و روشنایی قلبم به خاطر حضور توست .
ای نور دیده ...عشق تو نور است برای قلبم و جان است برای وجودم
ای تک ستاره ی آسمان زندگیم "دوستت دارم "
همچون مادری که فرزندش را دوست دارد
همچون قطره ای که دریا را و همچون موجی که ساحل را ...!
و همانند سربازی که میهنش را دوست دارد .
عشق تو همچون موسیقی است برای تولد هر ترانه
همچون قافیه است شکفته در دفتر شعر و همچون رنگ است پاشیده بر پهنه بی روح بوم ...
ای مهربانتر از مادر
ای دل نگران تر از خواهر
ای امن و با شکوه همچون وطن
ای مجنون تر از لیلی و ای لیلی تر از مجنون
دوستت دارم ...
قلبی دارم که کلبه ی عشق توست و بدین عشق به خود می بالد
به خاطر شمع وجود توست که احساسم همچون پروانه گشته
به عشق تو دوباره متولد شدم ... پر گشودم و زیبا گشتم و لذت از سوختن میبرم ...!
زندگی ام با عشق تو معنی یافته
زندگی ام با "دوست داشتن "تو جریان دارد و بس ...!