میدونم تو هم مثل من گاهی دلتنگ میشی

گاهی واسه من و تو معنی نداره ..!

برای من و تو دلتنگی یه اتفاق دائمی است

من دلتنگ تو ام و تو هم دلتنگ منی و ما این رو خوب میدونیم ...!

تو که نیستی من تو کوچه های خاطره پرسه میزنم

عکساتو می بینم و نوشته هاتو می خونم ودر دلم با تو مدام حرف میزنم

اینها عادت های دلتنگی منه

نکنه فکر کنی

من از وقتی که تو رو دیدم و با تو حرف زدم .

از وقتی تو رو شناختم و خند ه هات رو دیدم و آهنگ صداتو من شنیدم

از همون زمان که نگاهم به نگاهت گره خورد

من از همون لحظه که به تو دلسپردم و عاشقت شدم

تو رو دلتنگ شدم ...

اما نه ...! من فکر می کنم اینطور نباشه

یه حسی تو وجودم این قضیه رو کتمان میکنه

گاهی که تنها میشم و دلتنگ تو ام

تو همون زمان که دارم لا به لای دفتر خاطراتم با دلتنگی تو سر میکنم

و به دنبال عطر تو و واسه رد پای تو

مرور تموم روزهای گذشتمو می کنم

میرسم به روزهایی که تو هنوز نبودی .

در وجودم همیشه یه نیمه ی خالی بود که نمیدونستم واسه چیه و برای کیست؟

یک روز به دنبال پول بودم یه روز دیگه یه کار خوب

یک روز به دنبال یه دوست و یه روز مرکب شاسی بلند و یه روز برج ونوس ...!

اما هیچ کدوم نیمه ی خالی منو پر نکرد

هیچ کدوم منو راضی نمی کرد اگر می کرد اونطوری که دلم می خواست اغنائ نمی کرد

خیلی دیر فهمیدم که نیمه ی خالی هر آدمی یه آدم دیگه است

یکی که قالب قلبت باشه و یکی که روح آدمو درک میکنه

یکی دقیقا مثل تو ...!

تو از همون روز اول نگاهت با همه فرق میکرد

تو مهربون بودی و صمیمی و محبتت برای من یه طعم دیگه داشت

حرفات با همه سادگی گرم و دلنشین بودش

با اینکه غریبه بودی حس می کردم که خیلی وقته من و تو با هم آشناییم

یهویی همه چیز تو واسه من دلنشین شد

دیدنت ...شنیدنت ...خندیدنت و خوندنت شدند واسه من یه لذت بی نظیر

همه ی حرف ها و عادتا و تکیه کلامات واسه من مهم شدند و خواستنی...

از وقتی تو پا گذاشتی توی زندگیم

حس میکنم خیلی کاملم و در وجودم دیگه جایی خالی نیست .

تو همون نیمه ی پنهان من و تو همون آرزوی گم شدم بودی ..!

با تو من لبریز از احساس نابم و با تو غرق در شادی و حال خوش

با تو من دیگر حس تنهایی ندارم ...چون من در تنهایی ا م نیز تو را دارم .

جانان من

تو برای من آرام جان شدی من نیز آرام جان تو ام ؟

تو برای من هم جانی و هم جهانی ..! من نیز هم جان و هم جهانم برای تو ؟

من به اندازه ی تنهایی تو دلتنگم ...تو هم به اندازه ی دلتنگی من تنهایی ؟

این چه سئوالی است که میپرسم من ؟

من که می دانم مجنون تو ام و خودت می دانی لیلی من هستی تو ...

من که خوب می دانم عشق تو هستم و تو هم می دانی عشق منی تو ...