شکوفه های گیلاس
هر صبح به شوق دوست داشتن تو چشمانم را می گشایم
تمام شب را انتظار طلوع خورشید می کشم و به خاطرت رویا پردازی می کنم
پرده اتاقم را کنار میکشم و انقدر به چهره ی ماهت مینگرم تا چشمانم تسلیم خواب شوند
با خیال تو به خواب میروم و به عشق تو بیدار میشوم .
دوست داشتنت را زمزمه میکنم و کام لبم را فقط با نام زیبای تو شیرین می کنم .
تو را روی قلبم نوشته ام زیرا به غیر تو دلیلی ندارد تپیدنش ...!
تو دل به من سپرده ای جانان و من دل به تو داده ام دلبر
روحم را در تو یافته ام و نبض خوشی هایم دست توست ...!
دوستت دارم همچون فصل زیبای لاله های سرخ و همچون فصل شکفتن شکوفه های گیلاس
دوستت دارم به قشنگی رنگ خدا ...! و به لطافت الفت عاطفه ها وعمیق تر از دورترین کهکشانها ...!
هر روز و هر ساعت و هر لحظه
از سپیده ی صبح تو غروب خورشید
و از طلوع ماه در آسمان تا خزان آخرین ستاره ی شب
بی وقفه و مدام دوستت دارم ...