من عاشق یکی شده ام ...!
من عاشق یکی شده ام که کتاب می خواند و عاشق دانستن است
من عاشق کسی شده ام که همه چیز را حس می کند و احساسی زیبا دارد
قلبی مهربان و دستانی فداکار و نگاهی با محبت دارد .
من عاشق یکی شده ام که دنیا را خوب می شناسد و زندگی کردن را بلد است
عاقلانه تصمیم میگیرد و عاشقانه مهر می ورزد و با اراده قدم بر می دارد .
من عاشق کسی شده ام که برای موفق شدن تلاش می کند و آرزو کردن را خوب بلد است .
من عاشق یکی شده ام که به خودش اطمینان و به توانایی هایش ایمان دارد
من عاشق کسی شده ام که می خندد و گریه می کند و عشق بازی می کند ...!
دل میدهد و دل می برد و از دوست داشتن و از دوست داشته شدن لذت میبرد
من عاشق یکی شده ام که همه ی خواسته هایش را با جنگیدن به دست اورده و بلد است روحیه خودش را بالا ببرد .
هرگز به شکست فکر نمی کند و هیچ مانعی نمی تواند او را از حرکت باز دارد
من عاشق کسی شده ام که با احساس است و شعر می خواند و ترانه گوش میدهد و آواز می خواند
در ایینه با صورت ماه خود حرف میزند و لباس رنگین می پوشد و رقصیدن بلد است .
من عاشق یکی شده ام که عاشق هنر است و دستانی هنر مند دارد و سلیقه ای بی نظیر
او می تواند ساعت ها با یک تابلو نقاشی حرف بزند و با دستانش کاری کند که گلهای حریر پارچه هم شکفته شوند .
عاشق کسی شده ام که موسیقی را دوست دارد و با موسیقی زندگی می کند
چشمانش عاشق رنگ های زیبا و گوشهایش دوستدار نواهای دلنشین اند
عاشق یکی شده ام که پر انرژی و شاد و سر کش و لجباز و با احساس و مغرور و مهربان است
من عاشق کسی شده ام که عاشق نان خامه ای و شکلات و بستنی و هات چاکلت است
با عشق کیک میپزد و با طعم ها و مزه ها دل میبرد و مهمان نوازی اش از یاد ها نمی رود
من عاشق یکی شده ام که دل از من برده و مرا عاشق خودش کرده
یکی که جز خوبی در او نمی بینم و جز امید از او نمی شنوم و مرا در کنارش به جز آرامش و سر خوشی مهمان نمی کنند.
من تو را دوست دارم و خطاب من تویی
آرای تو را می گویم که برای من کامل ترینی
ای قشنگترین و عزیز ترین و محبوب ترین قلبم ...