بی شک تو همیشه در قلب منی

و چهره ات از قاب چشمانم محو نمیشود .

تو کجایی ؟

تو در هر نبضم و در هر نفسم و در هر خیالم جریان داری

تو جانی که به من زندگی میبخشی

تو از آسمان نیلی قلبت برایم سبدی از ستاره آوردی و قلبم را کهکشانی کرده ای ...!

تو کجایی ...!؟

تو در بطن تمام قصه ها ی من نشسته ای

قافیه ی همه ی شعرها و موسیقی تمام ترانه هایی

تو همچون شبنم ... چشمان مهربان گلبرگ تمام گلهایی ...!

تو کجایی ...!؟

دوری ولی از همه دنیا به من نزدیک تری

در قلبم هستی و مدام دلم تنگ توست

تو را از بدو تولد انگار می شناسم

گاه به تاریخ قلبم رجوع می کنم

تو غریبه ترین آشنای منی ...

تو کجایی ...؟

من تو را در آسمان میان ستاره ها دیده ام

نشانی تو را از لبخند ها و دلهای عاشق گرفته ام

نشان تو را زیباترین و سر سبز ترین بوستانها دارند

من رد عطر تو را تا بهشت دنبال کرده ام ...