فعل ابدی ...!؟
آوای من
امروز هم به شوق " تو " چشمانم را به روی زندگی گشودم
چقدر دنیا می تواند زیبا باشد وقتی تو شریک تجربه های زندگی ام هستی
از همان دم صبح همه ی حواسم پیش تو پر می کشند .
چشمانم قاب چهره ی ماه تو میشوند
گوشهایم مشتری پر و پا قرص نغمه ها ی دلنشین صدایت هستند !
و وجودم جلد گرمی آغوش تو ست ...
قلبم امروز را هم به عشق تو خواهد تپید و بر لب هایم غنچه های دوست داشتن تو شکفته میشوند .
چای ام را با تو می نوشم
لباسی را که تو دوست داری می پوشم
عطری را که تو انتخاب کردی میزنم
و خودم را هزار بار در ایینه از نگاه تو می بینم
تو همراه همیشگی منی
هر موضوعی و همه چیز های زیبا مرا یاد تو می اندازند
بچه گربه های کوچه مان نیز از عشق دل من با خبرند...!
عاشقانه های مرا قمری های زیر بالکن همسایه نیز صبح ها می خوانند
من آمار غنچه هایی که در بلوار خیابان امروز شکفته شدند را نیز دارم .
بارها پشت چراغ قرمز صدای مکرر یوقها مرا از خیال تو بیرون آورده
وقتی گلدانهایم را آب میدهم چشمان تو را با خودم میبرم
هر غذایی را با ذائقه تو مزه دارش می کنم
تمام شعرهایی که می خوانم بر وزن تو دکلمه می کنم ...!
و تمام چرک نویس های دفترم جولانگاه دل نوشته های دل تنگ من شده برای تو...!
دلی دارم از همه ی دنیا خالی و از تو لبریز شده.
مداوم و پیوسته و بی اندازه دوستت دارم
و این فعل هر روز و هر لحظه ام شده
روز ها می ایند و می روند
و شب نشینی ماه و ستاره ها را در آسمان مدتهاست تماشا می کنم
بهار های زیادی دیدم که آمدند و رفتند
خزان و زمستان های زیادی را تجربه کرده ام
و در این تکرار مداوم زندگی و چرخش تکراری روز گار
تکرار دوست داشتن تو زیباترین انگیزه تیک تاک ساعت عمر من شده .
دوست داشتنت را برای 24 ساعت شبانه روز و برای 60 دقیقه هر ساعت و در هر ثانیه هر دقیقه
و در تک تک روز های هر سال و برای تمام سالهای عمرم تکرار خواهم کرد
عجیب و شگفت انگیز است برای من دوست داشتنت هرگز تکراری نمیشود
گویا در هر لحظه " دوست داشتنت " اتفاقی تازه در قلبم رقم میزند
و لذتی ناب تر و جلوه ای زیباتر از عشق را برای من پدیدار می کند
آوای من
دوست داشتنی ترین کارها نیز اگر پیوسته و مداوم باشند خسته کننده و کسالت آور میشوند
قشنگترین آهنگ ها و خوش ساخت ترین فیلم ها و دیدنی ترین نقاط جهان و شگفت انگیز ترین ها و خوشمزه ترین ها وبهترین عطر ها ...
دیر یا زود برای هر کسی عادی میشوند
ولی آنگاه که عشق پا در میانی می کند
دوست داشتن فعلی ابدی میشود
مثل دوست داشتن تو
با تو هیچ اتفاقی تکراری نیست
حتی اگر این تکرار تماشای حرکت تاندول ساعت باشد
حتی شنیدن صدای چک چک خالی شدن آب دریایی باشد
و یا تپیدن قلبم که به "فعل ابدی " عشق تو مبتلا شده باشد
با تو دنیا نه پایانی دارد و نه تکراری میشود جانان من ...!