عاشقت شده ام

به آیینی که در قلب من الهام شده است

عجیب می خواهمت و خارج از هر محدودیت و چهار چوبی دوستت دارم

این کلمات تنها روزنه ای از احساس درونی ام هستند که قادر به بیان آنهایم

اگر می توانستم به تو این توانایی را می دادم که خودت را از چشمان من ببینی

برای اینکه فقط اینگونه متوجه میشدی چقدر تو برای من خاص هستی .

اگر می توانستم به تو این توانایی را میدادم تو با قلب من خودت را دوست بداری

آنگاه متوجه میشدی که چقدر قلب من عاشق توست و چقدر تو خواستنی هستی

اگر می توانستم تو را به بهشت وجودم دعوتت می کردم و روحم را به تو نشان میدادم

تا در آیینه وجودم ...آرام جانم را میدیدی و به خودت ایمان می آوردی ...!

ای کاش می توانستم بتخانه ی قلبم را نشانت دهم ...تو خودت را در آنجا بی رقیب و تنها می یافتی

قلب مرا میدیدی که کلبه ی آرزوهایت شده و با چشمان خودت میدیدی که خواستنت زیبا ترین و با ارزش ترین آرزویم شده ...

آوای من