خیلی دور خیلی نزدیک
دوری و نزدیکی ادمها که ملاک فاصله احساسشان به هم نیست .
مقیاس فاصله دلها ی ادمها را که نمیشه به نزدیکی و دوریشان به متر و کیلومتر اندازه گرفت
دوست داشتن ادمها را که نمیشه با ترازو وزن کرد ؟
و حجم دلتنگی ادمها را که با گالن اندازه نمیگیرند .
توی قطار زندگی کویه ها و واگن ها مرزهایی هستند که فاصله جسمی ادمها را مشخص می کنند .
سقف ها و گوچه ها و خیابان ها و شهر ها و جاده ها همین مرز ها و فاصله ها هستند .
در این روز گار شلوغ چه بسیار ند که عمری در قفس تنهایی شان حبس ما نده اند .
و ادمهای دور و برشان گاهی تنها تر شان کرد ه اند .
چه اقبالی دارم من
که یکی مثل تو مرا در این قفس تنهایی خوانده است
و همنشین متن ها و شعر ها و دل نو شته هایم شده .
احساست را به احساسم گره زدی و مرا از این قفس بیرون کشیدی .
این روز ها مخاطبم دیگر او نیست ...
تو شده ای مخاطب تمام حرفهایم و عشقت شده جوهر قلمم
و هر روز و هر لحظه دلم برای تو پر می کشد و همصحبتت میشود
با دل نوشته ها و متن هایم
و تو چه زیبا مرا می خوانی و درک میکنی .
از صد ها کیلو متر فاصله امده ای و در دلم نشسته ای
و چقدر فاصله ها اندک میشوند وقتی با درک و احساس مشترک فواصل سنجیده شوند .