دوستت دارم

خیلی عمیق و با شدتی غیر قابل وصف که تا کنون نظیرش را تجربه نکرده ام

دلم می خواهد مدام کنار تو باشم و تنها با تو حرف بزنم و برای تو فقط بنویسم

اگر تمام ساعت های یک روز را به دقیقه و تمام دقایقش را به ثانیه حساب کنم

من در تک تک ثانیه ها روز به یاد تو هستم

اولین و تنها کسی هستی که هر روز به من صبح بخیر میگوید

و اخرین کسی هستی که هر شب قبل خواب در آغوش خیالم میگیرم.

من نیز می خواهم هر صبح قبل طلوع خورشید در قلب تو نوری از عشق بتابانم

و هر شب اخرین کسی باشم که به تو شب بخیر می گوید

سر آغاز تمام دلخوشی های من تویی و سر انجام تمام آرزوهایم به تو منتهی میشود

زیباترین خاطراتم را از میان خنده های تو گلچین کرده ام

و این جغرافیای دور تو از من و این علاقه ی شدید من به تو بزرگترین ظلم عاشقانه ی تقدیر ماست .

تو اولین کسی هستی که برای خواستنش لج باز و حسود شده ام

و تو تنها کسی هستی که می خواهم تا ابد در کنارش باشم

من مشتاق ترینم برای دیدن تو و برای شنیدن تو و برای در آغوش گرفتنت

و می خواهم بدانی که هیچ کس به اندازه ی من دلتنگ تو نمیشود

برای من نوشته بودی که شیرین ترین اتفاق زندگی تو هستم و نبودنم تلخ ترین تصور توست

و می خواهم بدانی تو فقط شیرین ترین اتفاق زندگی من نیستی

تو را باید همچون باران بهاری توصیف کنم و یا همانند طلوع خورشید قطبی

و به غیر از یک فرشته چه کسی میتواند از دورترین فاصله روح مرا لمس کند و روح نواز جان من شود !

دوست داشتنت حساب و کتاب دلم را به هم ریخته

بیشتر از خودم دوستت دارم و بیشتر از خودت نگرانت هستم

به تو دلبستم و قبل از خودم به تو می اندیشم و بعد تو هیچ دلبستگی به این دنیا نخواهم داشت

لبخند تو اولین چیزی است که دلم می خواهد همیشه ببینم

و بگذر دیدن اشک تو در چشمان من آخرین تصویر از این جهان باشد .

اگر در توان و قدرتم بود می خواستم "ب " بسم الله زندگیم تو بودی

ولی از خدا می خواهم تا پایان قصه ی زندگیم تو همراهم باشی ...