روح عشق ...!
چشم هایم را می بندم
خیالم از تو لبریز است و به هر گوشه از خاطراتم سر میزنم تو آنجایی
در یاد من فراوان تر از تو یادی نیست
چشم هایم را باز می کنم
همه جا تو را می بینم
در هر خانه و هر فصل و هر کوچه و شهر و خیابانی
جمله تویی... سطر توی ... متن تویی ...فصل تویی و شعر تو ...
در تمام رو یا هایم تو هستی و در همه ی جاده ها رد نگاه تو را می بینم
تو در هر زمان و در هر مکانی با منی
قلبم را به تو دادم و تو خوب از من دلبردی
تو عشق منی با تو آمدم و آمدم تا جایی که تو می خواهی
با تو می ایم و می ایم تا هر کجا که تو بروی
دلم یا تو تا اعماق دریا هم خواهد امد و با تو تا اوج اسمانها خواهد پرید
با تو می روم و می روم به هر کجا که بروی
همه جا تو هستی و نیست جایی که بی تو باشم
نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم
در قلبم جز یاد تو یادی نیست و مهر تو در ذره ذره ی وجودم جا خوش کرده لست
کجا را می توانم بدون عطر نفس های تو متصور شوم و تمام راهها شوق نگاه تو را در سر دارند
همه جا خاطره تو
همه جا عطر حضور تو
و تمام ثانیه می تپند به یاد تو
چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تو هستند
دنیای عاشقانه ی مرا پشت نگاه زیبایت پنهان کرده ای
تو اینجا در قلب منی و من آنجا در قلب توام !
خورشید و ماه شده ایم و می تابم و می تابی و می تابی و می تابم
می خواهمت و می خواهی
می خوانمت و می خوانی
می مانی و می مانم و می دانی و می دانم ...
که چقدر تو مرا دوست داری و چقدر من دیوانه ی تو ام
چه خوب میفهمی در دلم چه میگذرد
و چه خوب معنی می کنی نگاهم را
و چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را
و با چه شوقی می خوانی نامه هایم را
تو سکوت مرا هم می فهمی ...!
تویی که جان داده ای به تنم و نفس داده ای به روحم
روح عشق در وجود ما زندگی می کند
گویی نیمی از من در وجود تو زندگی می کند و نیمی از تو در وجود من
من بدون تو و تو بدون من نیمه ای گم شده داریم
با عشق به استقبال زندگی رفته ایم
نغمه های عاشقانه ی تو روح نواز من شده و متن های من دلنواز تو
با عشق روزمان شب و شب هایمان روز میشوند
همه جا با تو ام و در هر زمان تو با منی
تو اینجایی همیشه در قلب من و من همه جا کنار توام
قلب تو خالی از من نمیشود و نفس من بی تو میگیرد ...