ندای قلب...
اوای من می دانی روزهای شلوغی را پشت سر میگذارم
ولی این دلیل نمی شود تو را از یاد ببرم و یا کمتر به تو فکر کنم .
سنگ و اجر و سیمان نیز نتوانسته احساس من را به تو خدشه دار کند و حتی اندکی کمتر به تو فکر کنم .
مگر میشود تو را از یاد برد .؟
دوست داشتنت تمام وجودم را فرا گرفته تو تنها ساکن قلب من نشده ای .
تو حاکم مطلق خاطرم تنها نیستی .
تو در سلول به سلول تنم موجودی و در قطره قطره ی خونم جریان داری
برایم امروز نوشته بودی : "من ازت خیلی دورم نمی تونم واسه چند دقیقه کنارت بنشینم و به صدای قلبت گوش بدم من از دور تو رو کنارم خودم تصور می کنم ، من از دور بغلت می کنم ، من از دور دوستت دارم .تو قشنگترین حسی هستی که تا حالا تجربه کردم "
این نامه ات را صبح بارها خواندم
امروز عصر که به خانه بر گشتم دوشی گرفتم و روی مبل دراز کشیدم و باز لذت خواندن تو را به هر چیزی ترجیح دادم .دوباره خواندم نامه ات را و من هم از دور تو را در آغوش گرفتم و از دور قلبم برایت تپید .
اوای من می دانی
وقتی به تو فکر می کنم هیچ فاصله ای بینمان متصور نیستم حس می کنم در نزدیکترین فاصله به من هستی آنقدر نزدیک که عطر نفس هایت را حس می کنم و پرتو انرژی بخش نگاهت گرما بخش وجودم میشود و تیک تاک قلبت را به وضوح میشنوم.
آنقدر به من نزدیکی که تو را چشم و گوش بسته می بینم و میشنوم و می دانم تو نیز قشنگترین حس هایت را نه با چشمانت و نه با گوش هایت بلکه با قلبت لمس میکنی .
فاصله سخت ترین مجازات عاشقانه است .
ولی عشق هیچ مانعی سد راهش نمیشود صرف خواستن قلب هاست
اگر بلندترین کوهها و وسیع ترین دریاها و بلند ترین اسمانها نیز بینمان باشد از عشق وعلاقه مان ذره ای هم کاسته نخواهد شد و ما این ندای قلبمان را به هر چیزی ترجیح می دهیم و این خواست مان هیچ جایگزینی ندارد و نخواهد داشت آوای زندگی بخشم
عشق واقعی حسی درونی است که نه به دلیلی وابسته است و نه به بهانه ای متزلزل میشود .
شیرین و لذت بخش و دوست داشتنی است و درد دلتنگی و دوری نه تنها شعله عشق بینمان را خاموش نکرده بلکه هر روز به شیدایی ما افزوده
حرفهایم را برایت نوشتم و در سطر سطر این متن تو را کنارم تصور کردم خیلی وقت است که لیوان چایی ام را خورده ام
ولی هنوز چایی تو داغ داغ و لب سوز است همچون عشق تو در قلبم...!
تا سرد نشده تو نیز چایی ات را به همراه من نوش جان کن
خسته نباشی جانان من ...