می خواهمت...!
می خواهمت...
آنچنان که زمین خورشید را و ماهی دریا را
انچنان که شعر قافیه را و جسم روح را
انگونه که پروانه غنچه را و شب تاریک ماه را
می خواهم تو را بیشتر از هر چه دوست داشتنی است
که تو دوست داشتنی ترین دوست داشتنی قلب منی
می خواهم تو را در هر لحظه و هر زمانی
از گذشته تا حال و از حال تا اینده و از آینده تا ابد
می خواهم تو را که ارام جان منی و کسی غیر تو به من چنین ارامشی نمی دهد
می خواهمت برای تمام دلخوشی ها و ارزو هایم
برای لحظه لحظه ی زندگی ام و در تمام فراز و نشیب هایش.
من تو را مالک تمام خاطراتم می خواهم
می خواهمت تو را که بهترینی برای قلبم و برای احساسم و برای درک احوالم ...
می خواهم تو را زیباترین نقش حک شده در چشمانم و دلنواز ترین ترانه ی زمزمه شده بر لبانم
می خواهمت ...!
می خواهم تو را ای دلنشین ترین عطر هستی
می دانی که من نفسم را به عطر بودنت سیراب میکنم!
میخوا هم تو ای همچون فرشته و ای ملکه ی قلبم
می دانی که قلبم تپیدن از تو آموخته ... ای آموزگار عشق
می خواهم تو ببیشتر از هر اتفاقی
فراتر از هر شانس و اقبال و تقدیری
می خواهم تو را که با ارزش ترینی برای من
وجودت را با هیچ موجودی عوض نمی کنم
می خواهم تو قد تمام ستارگان اسمان و قد تمام قطرات باران و بیشتر از هر که تو را دوست دارد
می خواهمت ای خوب ، خوب من
و ای نور ، نور من و ای دور ، دور من
می خواهم تو را ای محبوب من و ای نازنینم
تنها تو را می خواهم
ای تنها رفیق تنهایی هایم
ای خاطرت حاکم مطلق یاد من و عشق تو ماندگار همیشه ی قلبم