جذاب مثل عشق...!
این حسی که ما را از دورترین فاصله ها به سوی هم میکشد
و ما را اینگونه جذب هم می کند و دلهایمان را اینگونه به هم پیوند داده و حواسمان را معطوف هم نموده
غیر از عشق مگر می تواند باشد ؟
قابل انکار نیست عشق جاذبه ی عجیبی دارد
جذاب و شیرین است
واقعی باشد بی شک با تمام وجودت حسش می کنی
مثل حسی که من به تو دارم و همانند حسی که تو به من داری
در نگاهت من عشق را می خوانم و تو حرف دلم را مدام می خوانی .قلم من زبان قلبم شده و نگاه تو ایینه محبتت ...!
من در کنار تو دنیایی دیگر را تجربه می کنم
دنیایی فارغ از تمام هیاهو ها وکشمکش ها و بیم و ترس ها
وقتی کنار توام این جهان برایم خالی از سکنه میشود .
و فقط و فقط یک تو باقی می ماند
دیگر چه فرقی دارد صبح باشد یا شب ، بهار باشد یا پاییز
هوا ابری باشد یا افتابی و یا این سوی دنیا باشم یا انسوی ان ...!
ان هنگام که تو کنار منی
من زمان را یه تپش های قلبم می سنجم
دوست دارم مداوم و بی وقفه و بی پایان کنارت باشم
جاذبه زمین دیگر روی من تاثیری ندارد
جاذبه عشق که باشد من پایم به زمین نمیرسد من روی ابر ها راه میروم نردبانم میشود پرتو خورشید و فانوسم میشود ماه آسمان...!
اری من عاشقم
عاشق تو که دارای جذاب ترین چشمان و صاحب زیباترین نگاهی
عاشق تو ام که معلم عشقم شدی و الف تا نون محبت را به من اموختی و جهان من شد قلب تپنده ی تو و مملو از دنیای تو شد قلب من ...!
اری من دوستت دارم تو را که مرا دوست میداری
من تو را بیش از خودم و تو مرا بیش از خودم می خواهی
تو در یاد من و من در خاطر تو
تو در هوای من و من در هوای تو
من همه ی حواسم پیش تو و تو همه حواست جمع من ..!
اری این همان جذابیت عشق است که شده
مرا همه " تو " و تو را همه " من " !