هر کجا ی جهان باشی

من در خیالم با تو

از تمام مرز ها گذشته ام

با تو همه ی دریا ها را پیموده ام و تمام فانوس های دریایی را به خاطر دارم با خاطره ای از تو ...!

مهربان سرزمین آفتاب خیالم تویی و تا غربی ترین وحشی احساسم تو را تجربه کرده ام ...!

روحت را در آغوشم بارها بغل کرده ام و گاه دلتنگی ام فریاد دلم را به گوش دورترین ستاره ها نیز رسانده ام ...!

هر کجای جهان باشی تو در قلب منی و در یاد من از هر خیالی بیشتر و محسوس تر و محبوب تری ...

در وجودم هیچ چیز و هیچ کسی را به اندازه ی تو دوست داشتنی و قابل ستایش نمی یابم .

تک تک سلولهای قلبم تنها با موسیقی عشق تو می نوازند و ترانه ی خواستن توست که از لب هایم بی وقفه شنیده میشود .

آنچنان دوستت دارم که در باور هیچ کسی نمی گنجد و با قافیه دوست داشتن تو تا ابد هیچ شاعری شعری نمی تواند بسراید .

کاش میشد از علاقه هم عکس گرفت تا ببینی وقتی به تو فکر می کنم چقدر خوب می افتم ...!

پرده ی چشمانم را به روی تمام جهان می بندم نمی خواهم چشمان نامحرمی به چشمانم بیافتد چون غیر تو هیچ چیزی در آن نخواهند دید .

به تو فکر می کنم و نا خواسته دل به قربانت میشود

قربان مردمک چشم های بی قرارت بروم .فدای آن دل تنگت که به دل تنگ من خنجر میزند

قربان غم و شادی ات بروم ...فدایت شوم آرام جانم

تو چه هستی که جز با تو آرام نمیگیرد این دلم ...؟

تو هم زیبایی و هم جذاب و هم تاثیر گذار

مثل انقلابی در من رخ دادی بدون هیچ جنگ و خونریزی

نقش و رنگ و طرح شدی بر پهنه ی احساسم و زیباترین تابلوی عاشقانه ی جهان را در وجودم خلق کردی

سن مرا اگر بپرسند از روز آمدنت می گویم

آن روز من متولد شدم تولد من تویی وپیش از آن را هرگز به یاد نمی اورم ...

می بینی

تو که بیایی در خیالم هزار سطر عاشقانه برایت می نویسم

حرفهایم بی پایان میشوند و از سر شوق بی وقفه دوست داشتنت را در هزار قالب بیان می کنم ...

دوست دارم در قلب تو ساکن ابدی باشم و گم شوم در نگاهت ...

تو که باشی همه چیز خوب است

همه چیز رو براست

دلتنگی ات هم شیرین است

قهوه ام تلخ باشد و سرد باشد باز هم دلچسب است

خسته باشم یا کوفته و یا مثل الان با بینی گرفته و تن تب دار و پیشانی عرق کرده

تو که باشی

حتی در آغوش خیالم

حال من خوب است ..!