تمام دل مشغولی من تویی

کدام کار و تلاشی مفید تر و لذت بخش تر از دوست داشتنت برای من سراغ داری؟

هر فکر و تصمیمی که میگیرم به جغرافیای تو منتهی میشود

تمام آرزوهایم نشانی کوچه ی خوشبختی تو را دارند

و در اوج همه ی خواسته هایم نام تو را حک کرده ام و راه تمام دلخوشی هایم به نقش لبخند تو می رسد.

دوست داشتنت را دوست دارم

ستایش تو عبادت قلب من شده و یاد تو حاکم مطلق ذهنم و دلیل تپیدن قلبم است .

هر قدمی که بر می دارم پنجه ی دستانم را قفل دستان تو می کنم ..تو را با خود می برم همیشه و همه جا ...

دلم نمی خواهد هیچ اتفاقی بی تو حوالی من رخ دهد

همه سطر خاطراتم فقط با یک نام شروع می‌شود و آن شخص کسی به غیر تو نیست

دلم مشغول است به دوست داشتنت

و جریان عشق توست که هر لحظه و بی وقفه مرا در می نوردد

همچون باغبانی مشغولم. به شکوفایی تو و حال سبز تو را می خواهم. من تمام گلها را به عشق تو شناخته ام

و همانند اختر شناسی پیوسته برای شناخت عمیق ترت رو به آسمان وجودت دارم وچشم از تو بر نمی دارم.

همه ستاره های آسمان نگاه مرا می شناسند و از راز دل من با خبرند

من هر روز میان هزاران شعر و متن داستان محبت تو را جستجو می کنم و هزاران شاخه گل برایت از بوستانشان برایت چیده ام

دل مشغولی زیبای من تویی

آرامش خیال من تویی

خواستنت ...فهمیدنت...دانستنت را دوست دارم

هر کاری می کنم تا دلت را شاد کنم و چهره ی زیبایت را با لبخند زیباتر کنم

همه‌ی هم و غم من آرامش توست

از صبح که چشمانم را باز می کنم همه ی تلاشم این است که جهان را برای چشمان تو زیبا تر رنگ کنم و کام تو را شیرین تر از عسل و با زیباترین واژه ها قلب تو نوازش کنم...

برایت می نویسم از خوبی هایت و از خاص بودنت

می نویسم از حسی که به تو دارم

از تپیدن های قلبم می گویم و از نفس هایی که تو را هر دم یاد می کنند .

خواستنت آرزوی قلبی من و اندیشه ی شیرین و جذاب من تویی

تنها کاری که مرا نه خسته می کند و تا ابد به آن پایبندم

دوست داشتن توست ...

!