کنار تو کجاست ؟

کنار تو همانجاست که ابرها زمین را در آغوش میگیرند و موجها قافیه شعر ها را می سرایند و بیت ها بوسه بر ساحل میزنند .

کنار تو همانجاست که دلها هوای دریا می کنند و هوای بارانی اش همیشه میزبان دلهای عاشق است .

حوالی تو پرستو ها لانه می سازند و قو ها آواز می خوانند

کنار تو جایی است نزدیک خیال من و یاد تو آسمان تمام رویاهای مرا ستاره باران کرده است

جایی در اعماق قلبم و ما بین تمام خاطرات و آرزوهایم تنها تویی !

تو حوالی تمام احساسم ساکن شده ای

کلبه عشق و محبتت را در قلب من بنا کرده ای و هر جا که من باشم کنار منی تو ...

سطر به سطر و خط به خط و کلمه به کلمه و نقطه به نقطه با تو زندگی می کنم !

کنار تو همانجاست که به گفته ی خودت زندگی معنا میگیرد

همانجاست که زندگی رنگ آرامش به خود میبیند و چشمانم قبله را گم نمیکنند و هوس ها به بوسه و بغل تمام نمیشوند !

در کنار تو نگاه ها عاشقانه اند و سخن ها عطر و بوی محبت می دهند و قلبم به جای تپیدن پای کوبی می کند ...!

هیچ گلی حوالی تو پزمرده نمیشود و هیچ لبخندی نمیمیرد و تمام قصه ها پایانشان خوش است .

کنار تو همانجاست که قلب و روحم آنجاست .

من تو را هرگز از خودم جدا و از خودم دور نمی دانم

آنقدر که من کنار تو هستم در کنار خودم نیستم و آنقدر که تو در یاد منی ...من به فکر خودم نیستم

من برای یافتن تو تنها کافی است چشمانم را ببندم

آنگاه تو را نه در کنارم بلکه جزیی از وجودم می بینم .

این روز ها به خاطر وجود توست که من عمیق تر نفس می کشم و ضربان زندگی را بیشتر حس می کنم ...

جانان من ...