"نام تو " قصه ی دیگری برای قلب من رقم زده

اگر عشق را تجربه نمی کردم هرگز باورم نمیشد

یک نام و فقط یک نام حواس قلب مرا اینچنین به خود معطوف کند .

نام تو حک شده بر خاطر قلبم و چشمانم و گوشهایم

و بر دفتر خاطراتم بیشتر از هر نامی ..."نام تو "ست که یکه تازی می کند

شنیدن " نام تو " کافی است تا پنجره ی قلبم هوس هوای تو کند و چشمانم به شوق طلوع خورشید روی تو به هر سو بچرخد ...!

دیدن "نام تو " کافی است تا خون در رگ هایم بجوشاند و یاد تو دویاره بر اندیشه ا م تکیه بزند و تمام افکارم را به سمت خود جذب کند .

" نام تو " زیباترین نام دنیاست و در این دنیای پر از تو ...مگر نام دیگری هم وجود دارد ؟

" نام تو " بی تردید نام یک فرشته است که نگهبان خاص من شده ...!

" نام نو " می تواند نام قطعه از بهشت باشد که من نامش را وطن گذاشته ام

تمام شعر ها و متن های من به یک نام تقدیم میشود و آن هم " نام تو "ست

" نام تو " مرا یاد آرامش ساحل دریا می اندازد و شاید نام روستایی است سر سبز در دل کوه ...؟

" نام تو " مرا یاد شعر باران می انذازد و چقدر باران به تو می آید...! گویی باران نام دیگر توست

می دانی جانان من ؟

" نام تو " نام ستاره ای است در قلب من که از هر خورشیدی نورانی تر است

" نام تو " برای من مقدس شده

نام کتابی است و نام آیینی است سرشار از عشق و محبت ...

بی هیچ مقدمه ای و بی هیچ پایانی حک شده است "نام تو " بر دفتر سرنوشتم .

" نام تو " را به چشمانم هدیه بدهم نور میشود و رنگ و نقش ...

" نام تو " ترانه ای زیباست و موسیقی گوش نوازی است که با گوش جانم میشنوم

برای لبهایم " نام تو " ذکری است که شیرین می کند کام دلم را

و تنها لایق " نام تو "ست که با " جانم " پیوند بزنم

و من عشق را با " نام تو " می شناسم ...