جان و جهان من...تو
نور را دیدن مقصود است
و قطره را دریا .
جوانه را درخت شدن ارزوست
و غنچه را شکفتن.
انسان را ادمیت معنی میبخشد
و مرا عشق " تو "
در بند را ازادی شادی بخش است
و حال مرا دلبستن به " تو "
درد مند را عافیت طلب کند
و دوای من درد عشق توست!
بهشت هدیه خدا به جهانیان است
و " تو " بهشت منی در این جهان
جان و جهان من تویی
آرام جان من " تو "
جسم را روح جان می بخشد
و قلب من را نام " تو "
+ نوشته شده در جمعه دوم آبان ۱۴۰۴ ساعت 8:50 توسط Mr
|