دوست داشتن تو...!

و من یقین دارم زیباترین اتفاق برای من یافتن و خواستن تو بود

نبوده و نیست و نخواهد بود عزیز تر از تو برای من

جغرافیا دروغ می گوید

آنچه جهان را زیبا می کند مکان نیست

تو هستی که با خیالت

زندگی معنای زندگی میگیرد و بودن معنای بودن ...!

خواستن با داشتن تمام نمیشود و دوست داشتن طعم عشق میدهد ...!

تو هستی که در تاریکی شب های من همچون ماه سپیدی

تو هستی که در عمق سرد وجودم همچون صبح امیدی

تو انگار در هر نفس باد و در هر باز تاب باران روی شیشه نگاهم میدرخشی

در پشت پلک های بسته ام تنها صدای قلب توست که شنیده میشود

سایه هایمان هم نفس هم شده اند و هر قدمم یاد تو را به یاد دارد

ضربان قلبم هر لحظه مرا به سوی تو باز می گرداند .

لحظه ای کنار تو هستم و لحظه ای خاطراتت را ورق میزنم و گاه در آرزوهایم برایت رویا می بافم ... !

تو را ادامه خواهم داد

چه فرقی می کند کجا به تو میرسم .

تو روح منی و برای من . تو خود زندگی هستی

هر کجا که این مسیر میرود مهم نیست

هر چه می خواهی و هر چه میگویی همراه و در کنارت همیشه خواهم بود .

من زیر آسمان ستارگانی که می رقصند

در تک تک ضربان قلبم و در هر نفسم و در ثانیه ثانیه بودنم تو را یاد می کنم

و به شوق لبخند تو می نویسم :

تو دنیای من هستی

و من مثل نفس هایم دوستت دارم

همان قدر بی اختیار

همان قدر تا پای جان ...

آرام جانم