ای دور ترین نزدیک من دوستت دارم

و چه بی اندازه می خواهمت ای دور ترین آشنای من

عطرت در هوا حس می شود وبا تمام وجودم تو را نفس می کشم .

لبخند روی چهره ات به من می گوید که چه حسی به من داری

و در چشمان تو حقیقتی است که می گوید هرگز مرا تنها نمیگذاری .

ای دورترین نزدیک من

دوستت دارم نه به اندازه ای که زبانم بگوید !

به اندازه ای که دلم برای بودنت بی تاب است و هر لحظه و هر نفس وجودم تو را طلب می کند .

به شوق تو ست که هر صبح سفره ی نگاهم را به روی جهان می گشایم و به خواب رفتن چشمانم فقط به خاطر دیدن روی ماه توست !

ای دورترین نزدیک من

این دنیا یکی بیشتر از تو ندارد و در قلبم برای هیچ کسی جز تو جایی نیست !

و من خوش اقبال ترین انسان جهانم که تو را دوست می دارم و از سوی تو دوست داشته میشوم

از وقتی که دوستم داری زندگی کرده ام و زنده بودنم را دوست داشتن تو معنا بخشیده ...!

در کنار تو تمام لحظاتم سرشار از آرامش و تمام فصل ها ی عمرم همچون بهار زیبا خواهند بود

و هرگز هیچ اندیشه ای شیرینی حضورت را تلخ نمی کند خوب من ...

در کنار تو به هیچ پایانی نمی اندیشم و با تو هر پایانی نیز همچون آغاز مرا غافلگیر می کند ...

ای دورترین نزدیک من ...!