میشه قول بدی... ؟
من محافظه کار و منطقی و مغرور و خجالتی ...
سر دوست داشتن تو حریص و زیاده خواه و بی پروا شده ام
معنی این جمله را هرگز نمی فهمم که محبت زیادی دلها را میزند همچون شیرینی زیاد ...!
مگر دوست داشتن مرز و قاعده می شناسد و پابیند باید ها و نباید ها و مکان و زمان میشود .
من تو را هر لحظه و هر کجا که باشم دوستت دارم .
هر چه محبت در قلبم دارم را نثار تو می کنم چون تو لایق ذره ذره آن هستی .
و می دانم دریای محبتم را نیز اگر به پای تو بریزم قطره ای از آن را هدر نداده ام .
دوست داشتن تو قلب مرا صیقل داده و نگاهم را مهربانتر و تمرکزم را بیشتر و صبور ترم کرده .
دوست داشتنت مرا قوی تر و شجاع تر و زیباتر و امیدوار کرده و دید تازه ای از زندگی به من بخشیده .
واقعیت این است شاید در کنارم نباشی ولی بدون هیچ لمسی تو می توانی حال مرا عوض کنی...
با یک پیام و یا صدای خسته اما مهربانت .و حتی با یک لبخندت ...!
با همین چیز های به ظاهر ساده توانستم از روز های سنگین و سختی عبور کنم و تو برای من همیشه همچون ساحل آرامش بودی .
تجربه ی ناب و خالص دوست داشتنت لحظات خاطره انگیز و حس های زیبا و لذت های عمیق برای من فراهم کرده.
و تو این حال خوش مرا در متن هایم می خوانی و بی گمان حسی همچون من داری .
همانقدر که من شوق نوشتن دارم برای تو .
..می دانم تو هم چقدر اشتیاق خواندنم را داری .
بی گمان " دوستت دارم " کوتاه ترین و ساده ترین و خاص ترین جمله ای است که بین دو دلداده رد و بدل میشود
و من ...
به تو قول میدهم همیشه دوستت داشته باشم و این احساسم را به تو بیان کنم
چون میدانم چقدر دوستم داری و چقدر شنیدن این اعتراف خوشحالت میکند
به تو قول میدهم همیشه برای تو وقت داشته باشم و اگر یک روز دلت گرفت همانی باشم که بدون حرف بغلت کنم
به تو قول میدهم همیشه کنارت بمانم و در روز هایی که خسته ای همانی باشم که لبخند بر روی لب های تو می آورد ...
قول میدهم روز های بی حوصلگی ات برای تو بیشتر از همیشه حوصله داشته باشم و بیشتر حواسم به تو باشد .
قول میدهم اگر همه ی دنیا هم به تو پشت کرد من رو به روی تو بایستم و به تو میگوم: تا من هستم هیچ کس نمی تونه اذیتت کنه .
و تا من هستم کسی حق نداره حریم امن تو را نا امن کند
قول میدهم به تو که هرگز قضاوتت نکنم حتی وقتی زمین می خوری
دستان تو را بگیرم و به حرف های تو گوش بدهم و به تو بگم : بلند شو با هم ادامه میدیم و دوباره با هم می سازیم و با هم موفق میشویم
و حتی اگر از تاریکی های درونت برای من حرف بزنی من تو را طوری نگاه می کنم که انگار خورشیدی ...
نگران نباش ...اگر جسمت زخمی باشد مرهمت میشوم و اگر روحت ازرده باشد آرامش می کنم و اگر جان بخواهی جانت میشوم.
تو هم به من قول بده
هرگز نگذاری هیچ چیزی و هیچ کسی خوشبختی تو را تهدید کند و شادی و لبخند از تو بگیرد
به من قول بده
گاهی از طرف من برای خودت شاخه گلی رز قرمز بگیری و بوسه ات را به گلبرگ هایش هدیه کنی .
به من قول بده هروقت آهنگی گوش میدهی مرا در لذت شنیدنش شریک کنی .
هر وقت فنجان قهوه ات را در دستت گرفتی با یاد حرف های من تلخی آن را شیرین کنی .
به من قول بده هر وقت کاپ چایی تو دستت میگیری یاد گرمای دستای من بیفتی ...!
و هر وقت جلوی آیینه موهاتو شونه میزنی مرا به تماشای خودت دعوت کنی و با لبخندی از من دل ببری ...!
به من قول بده هر وقت زیر باران قدم زدی جای من نیز باران را نفس بکشی و نوازشش کنی و هر وقت کنار ساحل رفتی به جای من هم به موسیقی دریا گوش دهی .
میشه هر شب ستاره مرا در آسمان پیدا کنی و به چشمک ستاره ی من چشمک بزنی !
میشه به من قول بدهی هر وقت جوجه چینی سفارش میدی دو تا تیکه هم برای من سفارش بدهی و به جای من از خوردنش لذت ببری .
میشه به من قول بدهی گاهی از طرف من خودتو ببوسی
خودتو به خاطر من بیشتر دوست داشته باشی
ومیشه مرا گاهی به خواب هات دعوت کنی ...!
میشه قول بدی ؟