برای آوا ( خیالت راحت ...!)
خیالت راحت باشد جای تو امن است ... تو در قلب من نفس میکشی
خیالت راحت باشد هر گز گم نمیشوی و تو در چشمان من زندگی می کنی
تو بیش از هر کسی در خیال من هستی و بی خیالت نمی شوم ...خیالت راحت باشد
تو فقط برای من یک اسم نیستی تمام زندگی منی و امن دنیای من تویی
خیالت راحت باشد در سکوت تو همچنان باقی می مانی مانند آتشی آرام .در میان باران و هیچ فردایی نمی تواند پاک کند لطافت آغوش تو را از خاطرم .
هر گاه خیالم پر بکشد و به هر کجا بروم تو را همراه خود خواهم برد و حتی اگر بی خبر از تمام دنیا باشم هرگز نمی توانم از حال تو لحظه ای بی خبر بمانم .کار عادت نیست از حال تو پرسیدنم بگویم خیالت راحت شود که پشت این احوال پرسی کوهی از دلتنگی دارم .
تو خیالت راحت باشد ... من دیگر دلم برای تو تنگ نمی شود من دلم برای تو می میرد .
من تمام دوست داشتن های قلبم را برای تو کنار گذاشته ام و هر گاه گم میشوم خودم را در قلب تو جستجو می کتم .
در دنیای من تنها یک " تو " کافیست ...بی یاد تو لبخند بر لبانم حرام شده و تنها ضربان قلبم را در کنار تو میشنوم .
شاید از تو دور باشم و ندانم تا کی قرار است نبینمت ولی خیالت راحت باشد من تو را بیشتر از همه ی کسانی که می بینم دوستت دارم .
" ملکه ی قلبم " به عشق تو یکی اینجا تا ابد پادشاهی می کند
خیالت راحت ...!