" ای کاش میشد از نوشتن در موردت دست بر دارم اما گویا کلمات ساز خودشان را میزنند ."

این جمله را نمی دانم چه کسی نوشته ؟ و من با خودم می گویم مگر میشود برای تو ننویسم ؟

من لحظه ای نمی توانم تو را فراموش کنم و هر ضربان قلبم تو را صدا میزند .

حضورت را همچون تیک تاک ساعت حس می کنم بدون هیچ مکث و بدون لحظه ای تردید ...

عطر تو در وجودم پخش شده و دیگر یاد تو رهگذر خاطرم نیست و از یادم غیر یاد تو یادی گذر نمی کند .

نه اینکه اگر روزی برای تو ننویسم حرفی برای گفتن ندارم و یا تو را از یاد برده ام .

این طور نیست و این یک تصور محال است

در دلم دریایی از حرفها و کلمات هستند که مدام بر ساحل لب هایم هجوم می اورند حرفهایی که از عمق وجودم سر چشمه میگیرند و مقصد و مقصود همه ی انها تویی ... ولی دوست داشتن تو فراتر از کلمه ها و زمانه است ...

بی گمان نوشتن و بیان این حرفها همانقدر که به من آرامش میدهد دلیل شادمانی و خرسند ی تو می گردد و چه لذتی از این بهتر و ماندنی تر ...

می نویسم تا بخوانی و بدانی بر من چه میگذرد و جریان بودنت چگونه قلبم را صیقل می دهد و زیبایی ات چشمانم را چگونه به تسخیر خود در آورده .

از گل گونه هایت می نویسم تا حصار بی رحم حلقه ی چشمانت و از عطش بی پایان غنجه ی لبهایت می نویسم به بوسه و دلبری بی رحمانه ی موج موهایت در خیال بی قرار دستانم ...

تو همچون افسانه ای ... تا کنون ندیده بودم لب ها چشمک بزنند و چشمها بخندند و کلمات برقصند و از عطش گوش ها بی خبر بودم ...!

با تو حرف میزنم و برای تو مینویسم و در غربت و تنها یی ام دوست داشتنت را آرام آرام در قلبم محکم می کنم و برایت وطنی می سازم از عشق .

دلم تو را صدا میزند و آوای تو را در گوش جانم می شنوم .

شوق چشمانت واژه ها را مست می کند و شعر ها را بیدار و قلم مرا به رقصیدن وا می دارد .

مگر می توانم برای تو ننویسم ...؟

نامت را زیر لب صدا میزنم و سایه ی خیالت را در آغوش میگیرم و در میان این سطر ها فاصله ام را با تو به یک نگاه می رسانم و بوسه بر دلتنگی چشمانت میزنم .

می نویسم و در نوشته هایم تو را همچون ماه بغل می کنم و همچون شعر می سرایم و همچون ترانه می خوانم .

می نویسم تا صدای قلبم را به آرامش چشمانت هدیه دهم و نوازش کنم هوای خواستنت را با نسیم محبتم ...

" آوای من " بخوان و بدان که فاصله بین ما هر چقدر هم باشد نمی تواند قلب مرا از تو دور کند

به عشقت ایمان آورده ام و دوست داشتنت عبادت قلب من شده و هرگز به تو کافر نمیشود دلی که نور محبتت بدان تابیده ...